تبليغاتX
< > دخترک بارونی






عشق | شنبه هجدهم مهر 1388 | 4:57 

رسم زندگي اين است روزي کسي را دوست داري و روز بعد تنهايي به همين سادگي او رفته است و همه چيز تمام شده مثل يک مهماني که به آخر مي رسد و تو به حال خود رها مي شوي چرا غمگيني ؟ اين رسم زندگيست پس تنها آوازبخوان
-+-+-+-+-+-+-+-+-+-
اگر شبي فانوس نفسهاي من خاموش شد ، اگر به حجله آشنايي ، برخوردي وعده اي به تو گفتند ، كبوترت در حسرت پركشيدن پر پر زد ! تو حرفشان راباورنكن ! تمام اين سالها كنارمن بودي ! كنار دلتنگي دفاترم ! درگلدان چيني
-+-+-+-+-+-+-+-+-+-
دوست داشتن هميشه گـــفتن نيست گاه سکوت است و گاه نگــــــاه ... غـــــريبه ! اين درد مشترک من و توست که گاهي نمي توانيم در چشمهاي يکد يگــرنگــــاه کنيم
-+-+-+-+-+-+-+-+-+-
آنجه را که دوست داري بدست آور وگرنه مجبور ميشوي آنجه را که دوست نداري تحمل کني . هميشه باور داشته باش که خدا تو را فراموش نمي کند حتي اگر تو او را فراموش کرده باشي
-+-+-+-+-+-+-+-+-+-
نگاهت را به کسي دوز که قلبش براي تو بتپه چشمانت را با نگاه کسي اشنا کن که زندگي را درک کرده باشه سرت را روي شانه هاي کسي بگذار که از صداي تپشهاي قلبت تو را بشناسه آرامش نگاهت رو به قلبي پيوند بزن که بي رياترين باشه لبخندت را نثار کسي کن که دل به زمين نداده باشه رويايت رو با چهره ي کسي تصوير کن که زيبايي را احساس کرده باشه چشم به راه کسي باش که تو را انتظار کشيده باشه اما عاشق کسي باش که تک تک سلولهاي بدنش تقدس عشق را درک کند
-+-+-+-+-+-+-+-+-+-
ميشه مثل يه قطره اشك بعضيا رو از چشمت بندازي .... ولي هيچ وقت نمي توني جلوي اشكي رو بگيري كه با رفتن بازيا از چشمت جاري ميشه -+-+-+-+-+-+-+-+-+-
بعضي ها وقتي كاري داشته باشند دوستت هستند بعضي ها وقتي گير مي كنند دوستت هستند بعضي ها نيستند و وقتي هم هستند بهتر است نباشند بعضي ها نيستند و اداي بودن در مي آورند بعضي ها در عين بودن هرگز نيستند بعضي هاي ديگر هم به طور كلي هستند ولي آدم نيستند آنهاي ديگري هم كه آدم هستند نيستند
-+-+-+-+-+-+-+-+-+-
خسته شدم مي خواهم در آغوش گرمت آرام گيرم.خسته شدم بس كه از سرما لرزيدم... بس كه اين كوره راه ترس آور زندگي را هراسان پيمودم زخم پاهايم به من ميخندد... خسته شدم بس كه تنها دويدم... اشك گونه هايم را پاك كن و بر پيشانيم بوسه بزن... مي خواهم با تو گريه كنم ... خسته شدم بس كه... تنها گريه كردم... مي خواهم دستهايم را به گردنت بياويزم و شانه هايت را ببوسم...خسته شدم بس كه تنها ايستادم

دلشكسته اي به نام مونا | لينک ثابت | موضوع: |

نميدونم که تو را نفرين کنم يا که نه | شنبه هجدهم مهر 1388 | 4:32 

نميدونم که تو را نفرين کنم يا که نه---- نميدونم که تو حل مشکلي يا که مشکلم----------با تو عاشقونه بودم پس چرا حسرت يه روز عشق موند به دلم---------با تو شاهنامه بودم نه يه غزل-------با تو رود خونه بودم نه يه غنات-------يه روز منو تو بوديم و حالا من و تنهايي و يک عمر خاطرات-------------------تو رفتي و سهم من سفر شد دل آروم من در به در شد---------------- ندونستم چرا مرغ عشقم ----------------- توي عاشقي بي بال و پر شد-------

مترسك رو دوست ندارم زيراپرنده ها رو مي ترسونه ولي دوسش دارم چون تنهايي رو درك مي كنه


تو با منی هر جا باشم--------- مهر تو بند جونمه-----عشقت نمیره از سرم تو پوست و استخونمه----------یه دم اگه نبینمت یه دنیا دل تنگت میشم نگاه دریایی تو آبی روی آب میشم واست دلم واست تنم واست تموم زندگیم ----------از تو دوباره من شدم با تو تموم شد خستگیم

دلشكسته اي به نام مونا | لينک ثابت | موضوع: |

اشكي كه بي صداست | شنبه هجدهم مهر 1388 | 4:29 

اشكي كه بي صداست ، پشتي كه بي پناست ، دستي كه بسته است ، پايي كه خسته است ، دل را كه عاشق است ، حرفي كه صادق است ، شعري كه بي بهاست ، شرمي كه آشناست ، دارايي من است ، ارزاني شماست


خواستم خودمو گول بزنم ؛ همه ي خاطراتم رو انداختم يه گوشه اي و گفتم : فراموش ؛ يه چيزي ته قلبم خنديد و گفت : يادمه ***** عشق فراموش کردن خود در وجود کسي است که هميشه و همه جا ما را به ياد دارد


با خیال تو به آیینه ها قدم می گذارم، به گلستان توحید، زیر چتر خورشید، باران نور روح تشنه ام را می نوازد، نوری از حقیقت تا طراوت یاد تو از وجودم بتراود.ای یگانه ی هستی! تنها تو هستی که می توانم در آغوش مهربانیت آرام بگیرم


 من گمان می کردم دوستی همچون سروی سبزچار فصلش همه آراستگی ست.من چه می دانستم هیبت باد زمستانی هست . من چه می دانستم سبزه می پژمرد از بی آبی. سبزه یخ می زند از سردی دی. من چه می دانستم دل هر کس دل نیست. قلبها ز آهن و سنگ . قلبها بی خبر ازعاطفه اند


افسوس... آن زمان که بايد دوست بداريم کوتاهي ميکنيم آن زمان که دوستمان دارند لجبازي ميکنيم و بعد... براي آنچه از دست رفته آه ميکشيم


وقتي گريه کرديم گفتن که بچه است ... ... ... ... ... ...وقتي که خنديديم گفتن ديوونه است... ... ... ... ... ...وقتي که جدي بوديم گفتن مغروره... ... ... ... ... ...وقتي شوخ کرديم گفتن سنگين باش... ... ... ... ... ...وقتي که حرف زديم گفتن زياد حرف ميزنه... ... ... ... ... ...وقتي که ساکت شديم گفتن عاشقه ... ... ... ... ... ...حالا هم که عاشق شديم ميگن گناهه

دلشكسته اي به نام مونا | لينک ثابت | موضوع: |

| جمعه بیست و سوم مرداد 1388 | 11:5 

http://www.adshalex.blogfa.com

مال خودمه .!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

دلشكسته اي به نام مونا | لينک ثابت | موضوع: |

| چهارشنبه بیست و یکم مرداد 1388 | 9:2 

با سلام !!!!!!!!!!!!!!!!!! یه دختر گمشده !!!!!!!!!!

از این به بعد به سایت روبه رو برید مال خودمه ............

 

دلشكسته اي به نام مونا | لينک ثابت | موضوع: |